صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
20
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
سخن بگويند ، بلكه بيشترين كارى كه مىتوانند انجام دهند آن است كه يكى از معانى را برگيرند و به دليلى كه در انديشه و انتخابش وجود دارد ، آن را بر ديگرى ترجيح دهند . و يا آيهء : « إِنَّ فِي اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ ما خَلَقَ اللَّهُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَّقُونَ « 1 » . واژهء « آيات » در صدر آيه قرار دارد و تمام اطراف آن را دربر گرفته و اجازهء ورود به معناى آيه را جز به واسطهء آن و پس از دريافت و آگاهى عقل از زيبايى و اسرارش ، نمىدهد . اگر بگوييم اينها نشانههايى هستند دالّ بر وجود خالق و نشانههاى روشنگرى كه به قدرت و نفوذ او رهنمون مىشوند ، سخن درستى گفتهايم ؛ يا اگر بگوييم اينها به معناى نمودهايى از جمال ذات احديّت است كه به احدى اجازهء شناخت آن ذات را جز به واسطهء اين نمودها و نمونهها نمىدهد ، حرف درستى زدهايم . اگر بخواهيم چيزى غير از اين بگوييم ، براى هر سخن علّتى مىيابيم كه آن را تأييد مىكند و نزد پژوهشگران مقبول مىافتد . اينگونه است وضع هر يك از اصطلاحات قرآن مجيد ؛ يعنى در نگاه اوّل نزديك به فهم و آسانياب جلوه مىكند ؛ تا جايى كه عقل تصميم مىگيرد به آن دست يابد و نااميد نمىشود ؛ امّا در بازگشت ، با شور فراوان و شوق فراگيرى هر چه بيشتر باز مىگردد . به گمانم ، هر اندازه عقل به خير و نيكى آن دست يابد و لذّت آن را بچشد ، آتش شوق و آگاهى ، دوباره در وى شعلهور مىشود ؛ يعنى نه خير و بركتهاى آن اصطلاح پايان مىيابد ، و نه عقل از تشنگى و شيفتگى سيراب مىشود . براى توضيح بيشتر بار ديگر مىگوييم ، اهل نظر و ژرفنگران درمىيابند كه معناى لغوى به تنهايى كفايت نمىكند و زيباييهاى ادبى و بلاغى به طور كامل ايفاى مسؤوليّت نمىكنند و به هدف خواسته شدهء نهايى نايل نمىشوند ؛ معانى فقهى و دينى توان كشيدن همهء بار معنا را ندارند ؛ از اين رو ، با دربرگيرى آن گنجينهها رنجور به نظر مىآيند ، و زيباييهاى معنوى يا تأويلهاى صوفيانه نمى مىدهند ، ولى كفايت نمىكنند . تنها چيزى كه باقى مىماند اين كه ، اين اصطلاحات چيز ديگرى هستند كه احساس فهميده شدن به آدمى دست مىدهد
--> ( 1 ) - يونس ( 10 ) آيه 6 : به راستى در آمد و رفت شب و روز و آنچه خدا در آسمانها و زمين آفريده ، براى مردمى كه پروا دارند دلايلى آشكار است .